در حال خودتی که تلفن زنگ می زنه نگاه می کنیم می بینی یکی از دوستان قدیمی است با اشتیاق تمام گوشی را بر می داریم و می گی سلاااااااااام از اون سلام های کش دار با کلی خنده و شوخی های تلفنی بعد می گه پدرام جان یه پروژه دانشجویی دارم که خواستم ببینم می تونی تو انجامش بدی قیافه ی ==>
این شکلی شدم ==>
کمی میگم باشه فکر می کنم ببینم چی میشه که میگه کاری نداری و با شنیدن کلمه نه خداحافظ و قطع می کنه !!!!!
من موندم در ایران ما دوستی هامون را فقط برای مواقعی که مشکل داریم می خواهیم ؟ یعنی نگاه می کنیم ببینیم چه مشکلی داریم که می ریم با فلانی دوست می شیم ؟ سرهنگ ارتش را برای سربازی بقالی را برای میوه خریدن ، متصدی بانک را برای اینکه کارمون را خارج از نوبت انجام بده ؟ معلم برای نمره دادن آیا دوستامون باید مشکل ما را حل کنند و ما فقط برای حل مشکلمون به فکرشون می افتیم ؟ این درسته ؟ این درست باشه که من هیچ دوستی نمی خوام آخه بعد از چند سال حالا که مشکل پیدا کردی تلفن می کنی یعنی اگر این پروژه این دانشگاه و این ها نبود تلفن نمی کردی ؟
یک بار تجربه کردم
ادامه دارد … !




















