اسفند ۶م, ۱۳۸۸ توسط تنهای جهنمی
خوب راستش چند باره که دارم این پست را می نویسم و مرتب ویرایشش می کنم کمی را حذف و کمی را اضافه و کمی را خلاصه می کنم این آخری خیلی خلاصه شد خوب ماجرا از آنجا شروع شد که روز ۲۲ بهمن بود و Gmail به دلیل گزاشتن محدودیت اینترنت در ایران باز نمی شد و این یعنی مختل شدن تمامی کارهای الکترونیکی من و دوستانم ! خوب شوربختانه هم که هیتلر شکن ها هم که سرعت را پایین می آوردند و از طرفی بعضی مواقع در وسط کار شکسته و تمام کارهایی که کرده ای از بین می رود پس راه حل خوبی نیست و مخصوصا برای من که هم دانلود بالایی دارم و هم کارهای طراحی و ایمیل ها نمی توان روی هیتلر و خانواده هیتلر حسابی کرد !
خوب به ناچار مانده بودیم که چه کنیم هر موقع می نشستم سر ستاره جان ( رایانم ) یه فحش به خودم می دادم و یه فحش به ستاره دیگه مانده بودم که ارزشمون از یه گوسفند هم کمتره چون گوسفند آزاده می تونه هر علفی نوش جان بکنه اما ما مجبوریم فقط علف های هرز خشک بخوریم !
در خیابان در حال رانندگی بودم که … ادامه مطلب
ارسال شده در: اینترنت, دل نوشته ها, روزانه دارای ۱۴ نظر
بهمن ۳۰م, ۱۳۸۸ توسط تنهای جهنمی
سالها پیش بود که در انجمنی که مربوط به زبان های اوپن سورس و رفع اشکال در آن حوزه بود اوقات بیکاری خودم را در آنجا به رفع اشکال کاربران آن سایت می پرداختم تا اینکه مدیر انجمن آنجا شدم در بین تالار های گفتگو انجمنی به نام ایران یاد بود که کم کم فعال شد و به یم انجمن مجزا برای ایران و یاد خاطره های آن ساخته شد مدیر آن فردی کاملا ایرانی که مقیم سوئد بود آنجا را مدیریت و به انجمن می رسید از آنجا بود که من با تاریخ ایرانی که همیشه گذری از آن می گذشتیم و ادعای ایرانی بودنمان می شد آشنا شدم . کمی بگزریم و به اصل مطلب خودمون برسیم !
زمان های قبل وقتی حرفی از روز عشق می شد همه می گفتیم ولنتاین بدون آن که تاریخ آن را بشناسیم مربوط به چه دوره ای است و برای چه فرهنگی بی آنکنه خود و فرهنگ خود را بشناسیم روز ولنتاین خوشحال بودیم و برای معشوقه خود هدیه می گرفتیم و به او پیشکش می کردیم اما ما ایرانی هستیم و در ایران زندگی می کنیم سرزمینی که مادر شیر مردان کورش و داریوش است سرزمینی که بزرگان زیادی در آن متولد شدند و در همین خاک نیز دفن شدند سرزمینی که بالاترین فرهنگ دنیا را دارا می باشد فرهنگی که بعید است چنین مناسبت های ویژه ای در آن نباشد .
ادامه مطلب
ارسال شده در: دل نوشته ها, روزانه دارای ۳۴ نظر
بهمن ۲۹م, ۱۳۸۸ توسط تنهای جهنمی
خوب یادم میاد یه دقیقا یه همچین روزی بود که داشتم با یکی از دوستا چت می کردم که آخر چت بهم گفت من برم یکمی تراوین بازی کنم من که نمی دونم چی بود و چی است ازش سوال کردم و اون هم بهم آدرس سایت تراوین را داد و رسیدیم به تراوین ایران سرور اول ایران که تک سرور ایران نیز بود با اشتیاق ثبت نام کردیم و شروع به بازی هر روز از یکی می پرسیدیم که بازی را خوب یاد گرفتیم که در آخر همان دوستی که به ما معرفی کرده بود دیگر بازی نکرد و فارم شده بود اما ما دهی بزرگ ساخته بودیم که داستانش خیلی مفصله اما یک سال بی خوابی کشیدن یک سال صبر و یک سال دوستی دیگه در چند روز دیگه سرور یک ایران تراوین که پر از خاطراه های خوش بود ریست میشه و تمام خاطراهاه را با ریست شدن همراه خودش می بره ما هم تصمیم گرفتیم که دوستان تراوینی خودمون را هر طوری شده پیدا کنیم و قرار بزاریم تا این همه خاطرات خوبمون را از دست ندیم تا چند ساعت دیگه میرم تهران پس بعدا همگی را دوباره می بینم .
با موبایل دوباره میام:wink:
ارسال شده در: اینترنت دارای ۱۶ نظر