<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="0.92">
<channel>
	<title>چک نویس هایی از من ...</title>
	<link>http://www.pedram3000.com</link>
	<description>خاطرات و اتفاق هایی برای پسری که ...</description>
	<lastBuildDate>Sat, 31 Jul 2010 11:12:41 +0000</lastBuildDate>
	<docs>http://backend.userland.com/rss092</docs>
	<language>fa</language>
	<!-- generator="WordPress/3.0.1" -->

	<item>
		<title>بالاخره اومد !!!</title>
		<description><![CDATA[<p>سلام به همگی</p>
<p>اول از همه بابت دیر بروز کردن یه کمی فقط یه کمی غذر می خوام چون شما خودتون را بزارید جای من خیلی سرم شلوغ بود توی هفته قبل و تا امروز 4 تا سفارش 1 گرافیکی و 3 تا هم برنامه نویسی داشتم که اصلا وقت برای سر خاراندن هم نمی زاشت از طرفی خواهر زاده گلمون اومده بود که هم مهمانی و هم رفتن به خونه عمو عمه خاله اینور اونور همه دستمون را بسته بود بسی به صورت عجیب به هر حال تموم شد تا ببینیم بازم سفارشی به ما داده میشه یا نه <img src='http://www.pedram3000.com/wp-includes/images/smilies/icon_wink.gif' alt=':wink:' class='wp-smiley' /> </p>
<p>حدود 25 روز پیش من یه سری لوازم ورزشی بدمینتون از کشور هونک کنگ از فروشگاهی به نام <a href="http://www.mybadmintonstore.com/" target="_blank">My Badminton Store</a> خریدم که شنبه یعنی 3 روز پیش توسط پست چی زنگ در خانه مان به صدا درامد و ما را بسی خوشحال نمود و از ترفی دیگر هم چیزهایی در بسته دیدیم که کلی خندیدیم <img src='http://www.pedram3000.com/wp-includes/images/smilies/icon_mrgreen.gif' alt=':mrgreen:' class='wp-smiley' /> </p>
<p>ابتدا در مورد بسته و تصویرش که این پایین قرار می دهم می نویسم که حاوی زه بدمینتون و گریپ بدمینتون بود .<br />
<a title="اجناس خریداری شده" rel="lightbox" href="http://www.pedram3000.com/IMG/1all.jpg"><img style="border: 0pt none;" src="http://www.pedram3000.com/IMG/1all.jpg" border="0" alt="" width="189" height="141" /></a> <a title="پاکت حاوی اجناس" rel="lightbox" href="http://www.pedram3000.com/IMG/box.jpg"><img style="border: 0pt none;" src="http://www.pedram3000.com/IMG/box.jpg" border="0" alt="" width="189" height="141" /></a></p>
<p>خوب این اجناس حدودا 100 دلار برام آب خورد البته راکت موجود در عکس قیمتش 230 دلاره اون را همینطوری گزاشتم توی عکسو از هنک کنگ نخریدمش <img src='http://www.pedram3000.com/wp-includes/images/smilies/icon_mrgreen.gif' alt=':mrgreen:' class='wp-smiley' /> </p>
<p>این زه ها که برای تور راکت استفاده می شوند + گریپ که در بالای زه ها قرار دادم متاسفانه در ایران و مخصوصا در اصفهان یا موجود نیست و اگر هم باشد قیمت بسیار گرانی دارد از طرفی مدل های چینی آن و تقلبی آن هم وجود دارد که کمی دل آدم را چرکین می کنه چرا که برای مثال قیمت زه Nanogy 98  jp در جهان برابر 13 دلار است اما در اصفهان تقلبی آن را به قیمت 30 یا 25 هزار تومان می فروشند و وقتی می فهمید که چینی آن به قیمت 4 دلار ارزش داره اونوقت دلاتان می خواهید کله فروشنده را بکنید !</p>
<p>متاسفانه در اصفهان فردی به نام رحیمی تمامی اجناس چینی و تقلبی را به بازیکنان اصفهانی عرضه می کنه اما با قیمت ژاپنی و اصلی آن و متاسفانه این اجناس کیفیت خوبی ندارند و تماما تقلبی هستند در پایین به مقایسه زه تقلبی و اصلی می پردازیم ! <img src='http://www.pedram3000.com/wp-includes/images/smilies/icon_wink.gif' alt=':wink:' class='wp-smiley' /> </p>
<p>چرا در جهان ایرانی ها را بدجنس و دزد می دانند من به شما برای کارهایی که افرادی از جمله فرد بالا انجام می دهد تمامی ما را بد نام می کند !</p>
<p>بگزریم بسته وقتی از کشوری به ایران می آید باز میشه که چیز بدی خدای نکرده نباشه و بعد از ارزش گزاری جهت ترخیص پست به درب صاحب آن و یا تماس با صاحب کالا برای گرفتن مالیات و گمرک تماس می گیرند !وقتی ورقه گمرک را دیدم از خنده به خود پیچیدم بد ندیدم برای شما هم بنویسم :</p>
<div id="_mcePaste" style="position: absolute; left: -10000px; top: 114px; width: 1px; height: 1px; overflow: hidden;"><a title="my caption" rel="lightbox" href="IMG/1all.jpg"><img src="../IMG/1all.jpg" border="0" alt="" width="189" height="141" /></a></div>
<p style="text-align: center;"><a title="برگه ترخیص کالا" rel="lightbox" href="http://www.pedram3000.com/IMG/gomrok.jpg"><img class="aligncenter" style="border: 0pt none;" src="http://www.pedram3000.com/IMG/gomrok.jpg" border="0" alt="" width="189" height="141" /></a>کلیک کنید تا بزرگ ببینید</p>
<p style="text-align: right;">ببینید که یک مامور گمرک حتی روی بسته را نمی بینه و داخل آن و محتویات پاکت را هم متاسفانه دقت نمی کنه ارزش این اجناس 100 دلار هست وبه 20 دلار تغییر داده و همینطور لوازم ورزشی را به شیرآلات و لوازم ساختمانی تشبیه کرده اند واقعا که خنده داره <img src='http://www.pedram3000.com/wp-includes/images/smilies/icon_lol.gif' alt=':lol:' class='wp-smiley' /> </p>
<p style="text-align: right;">و اما در مورد زه تقلبی ببینید بازیکنان بر اساس بازی که انجام می دهند زه و راکتی متفاوت استفاده می کنند برای مثال من 98 و یا 80 و یا 65 تیتانیوم در سری زه های یونکس استفاده می کنم اما چند ماه قبل که مینیسک زانوم پاره بشه و مصدوم بشم یه زه BG80 از رحیمی خربدم اما حال زه اصل و غیر اصل را ببینید و چرا زهی که قیمتش 5 دلار است را باید در اصفهان 10 هزار تومان فروخته شود آن هم چینی و تقلبی آن را ! ؟؟؟؟؟؟</p>
<p><a title="زه تقلبی و حقیقی" rel="lightbox" href="http://www.pedram3000.com/IMG/string-bg80.jpg"><img style="border: 0pt none;" src="http://www.pedram3000.com/IMG/string-bg80.jpg" border="0" alt="" width="189" height="141" /></a> <a title="تقلبی یا اصلی کدام ؟" rel="lightbox" href="http://www.pedram3000.com/IMG/back-bg80.jpg"><img style="border: 0pt none;" src="http://www.pedram3000.com/IMG/back-bg80.jpg" border="0" alt="" width="189" height="141" /></a></p>
<p>در پایین یه سری دیگر از لوازم خریداری شده را می زارم برای دوستانی که احیانان می خواهند زه نانوجی 98 بخرند ببینند که اصل آن چه شکلی است :<br />
<a title="Front" rel="lightbox" href="http://www.pedram3000.com/IMG/98.jpg">تصویر روی آن</a><br />
<a title="Back Side" rel="lightbox" href="http://www.pedram3000.com/IMG/b98.jpg">تصویر پشت آن</a><br />
در پایین کفش بدمینتون معروف SHB 101 limited است که آن هم اصل می باشد و برای دوستانی که می خواهند این کفش را بخرند قیمت و ظاهر آن را ببینید تا گرفتار کفش تقلبی نشوید !<br />
از رحیمی نخرید چرا که کفش را با بهای اصل به شما می فروشد اما کفش شما تقلبی می باشد !<br />
قیمت کفش در بیرون از ایران 140 $<br />
و در ایران بین 140 هزار تا 160 هزار تومان عرضه می شود دقت کنید همراه کفش شما باید یک بند اضافه به رنگ سفید و یا اگر بند آن سفید از به رنگ قرمز همین طور کاور با رنگ مشکی و جعبه آن نفره ای رنگ می باشد دقت کنید توی کفش ناهمواری دارد و اگر صاف آن در این مدل بود بدانید که مدل تقلبی آن پیش روی شما می باشد !<br />
تصاویر :<br />
<a title="Front" rel="lightbox" href="http://www.pedram3000.com/IMG/shows.jpg">تصویر کفش 1</a><br />
<a title="Side" rel="lightbox" href="http://www.pedram3000.com/IMG/shows2.jpg">تصویر کفش 2</a><br />
<a title="Cover" rel="lightbox" href="http://www.pedram3000.com/IMG/cover.jpg">تصویر کاور آن</a></p>
<p><strong>توجه : </strong>دوستان گفتند تصویر این فرد مورد ذکر در  بالا را هم قرار دهم که من هم در اقدامی بی سابقه قرار دادم برای دیدن رحیمی کلیک کنید :  <a title="rahimi" rel="lightbox" href="http://www.pedram3000.com/IMG/rahimi.jpg">رحیمی</a></p>
<blockquote><p><strong>≡&gt;</strong> از دوستان بدیمینتونی که کم و بیش به وب من سر می زنند و در فیس بوک هم هستند انتظاری بیشتر دارم هر چند بعضی از دوستان از جمله آقای بغدادی که سیاست فوق العاده بی خودی را پیش رو گرفته است برایش متاسفم شما توی فیس بوک من باشی یا نباشی برام مهم نیست ماشالله تعداد دوستان من در فیس بوک چندین برابر و از تعداد موهای سرت  هم بیشتره <img src='http://www.pedram3000.com/wp-includes/images/smilies/icon_mrgreen.gif' alt=':mrgreen:' class='wp-smiley' />   بگزریم از کسانی که به خاطر تگ شدن در یک مقاله از ترس ، دوستی خودشون را پاک و از بین می برند متنفرم و عواقب آن هم به عهده خودشون خواهد بود !<br />
برای همین است که افرادی چون رحیمی به گران فروشی خودشون ادامه می دهند چون کسانی از جمله دوستی که نامشون را ذکر کردم و بهتر می دونم ذکر دوباره اش زیاد تاثیری نداره با دودوزه بازی و سیاست انگلیسی یه چکش به میخ می زنند و یکی به در هیچ وقت موفق نمی شوند هر چند بازی آنها هم چنگی به دل نمی زند به قولی راکت بلد نیستند دست بگیرند !  <strong>&lt;≡</strong></p></blockquote>
<p>+ پی نوشت : به نظر شما برای راکتم که همکنون فاقد زه است کدام یک از ره های زیر را ببندم : نفره ای &#8211; سفید- مشکی &#8211; زرد &#8211; قرمز &#8211; صورتی   ؟؟؟</p>
<p>+ پی نوشت 2 :  کمی طولانی شد اما باید افشا سازی می شد !</p>
<p>+ پی نوشت 3 : برای بزرگ شدن تصاویر روی آنها کلیک کنید !</p>
<p>+ پی نوشت 4 : لطفا از رحیمی و یا کلبه ورزش در اصفهان نخرید.</p>
22 دیدگاه برای این نوشته: موشی: 2010-Jul-27 آخی نتونستی سرتو بخارونی جوجوت نبود یکم ازش کار بکشی؟ :mrgreen: رحیمی پشت میزه چای غلیظ میریزه :mrgreen: چی کاره رحیمی داری تو؟آدم گیر پذیر کم آوردی؟ تنهای جهنمی: 2010-Jul-27 جوجوم که نباید کار کنه جاش اون بالا بالاهاست بله :wink: رحیمی رحیمی یه نون بخور نمیری :mrgreen: [...]]]></description>
		<link>http://www.pedram3000.com/1389/05/be-come/</link>
			</item>
	<item>
		<title>بودن یا نبودن</title>
		<description><![CDATA[<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" title="mind" src="http://www.pedram3000.com/IMG/mind.jpg" alt="" width="167" height="167" /></p>
<p>ساعت 4 صبحه</p>
<p>حال عجیبی دارم ، غرق مطالعه ام ذهنم گرمه گرمه از نوشته ها و وجودم از فلسفه ها</p>
<p>یه حس غریب تمام وجودمو تسخیر کرده</p>
<p>حس می کنم دارم مثل توی آب بی وزن می شم ، همه دور و ورم داره مثل تصویر روی سطح آب مواجو و مواجتر میشه یه نیرو مدام داره منو از جسمم بیرون و بیرون تر می کشه</p>
<p>جدا شدم !</p>
<p>دیگه ذهنی ندارم هیچ فکری نیست ، حتی به عزیزترانم ، حتی به برگشتنم فکر نمی کنم</p>
<p>وقتی اراده می کنم ، همه گذشته ام مثل یه فیلم از جلوم میگذره</p>
<p>فضا را دارم یه جور دیگه حس می کنم ، یه حس سبکی ، ترک اشتباه ، حس پرواز</p>
<p>حس نبودن !</p>
<p>لذت نبودن واسه اولین بار دارم درک می کنم ، گیاهی گوشه پنجره اتاقم چنان شفاف می بینم که می تونم حرکت آب توی آوند هاش باشم .</p>
<p>صدای جاروی رفتگر کوچه که مثل هر روز مشغول جارو زدن است را می شنوم .</p>
<p>اما اینقدر تمیز که انگار خودمم دارم جارو  می زنم ، شعاع های نور خورشید که هنوز به اینطرف زمین نرسیده را می تونم حس کنم !</p>
<p>صدای تیک تاک ساعت که مثل پتک داره ضربه می زنه تو سرم و برام ثانیه ها را میشماره را حس می کنم !</p>
<p>به خودم میام ، خیس عرق شدم ، عرق سرد . مردم یا زنده ، نمیدونم  خواب بود یا نیم نگاه</p>
<p>هوا هنوز تاریکه و رفتگر تازه وسط کوچست ، گیاه هم مثل قبل آروم سرجاش لبه پنجرست !</p>
<p>ساعت هم هنوز بیداره وداره ثانیه ها را میشماره و من که هستم ؟</p>
<p>که هستمو تا هستم می خوام زندگی کنم  !</p>
44 دیدگاه برای این نوشته: pirate37: 2010-Jul-15 نمردی؟ ای بابا حس مرگ بوده ولی تو با این همه گناه باید مرگ وحشتناک تری داشته باشی که نیدونم! عجیبه واقعا1!! تنهای جهنمی: 2010-Jul-15 بمیرم ؟ دستت درد نکنه :mrgreen: مرگ وحشتناک اونم من ؟ اینا همه گناه چرا ؟؟؟؟؟؟؟ مگه من چیکارت کردم ؟ pirate37: 2010-Jul-15 [...]]]></description>
		<link>http://www.pedram3000.com/1389/04/to-be-or-not-to-be/</link>
			</item>
	<item>
		<title>سوانح رانندگی !</title>
		<description><![CDATA[<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" title="کیلومتر" src="http://www.pedram3000.com/IMG/speeding.jpg" alt="" width="141" height="170" /></p>
<p>نمی خواستم از شرین کاری هام چیزی بنویسم اما وقتی دیشب با یه پرایده کل انداختم که خودش هم شروع کرده بود گفتم اینجا یه پست با مرور خاطرات رانندگیم بنویسم اویل خیلی می ترسیدم که عقربه سرعت ماشین به 100 برسه و وقتی می خواستم به دنده 5 برم دیگه پام که کلاج را می گرفت سست می شد تا اینکه در یک بیابان به همراه پدر جان با پراید ایشان 150 تا نواختیم و دیدیم فرقی زیادی نیست یعنی اون فرقی که در ذهنم داشت را ندارد کمی فرق می کند !</p>
<p>رفتیم برای آموزشگاه رانندگی برای با اول در امتحان شهر قبول شدم ! و 10 جلسه کلاس عملی و رانندگی در شهر شروع شد مربی دیدد بلدم و این بابت خیلی خوشش اومده بود همه چیز خوب بود تا اینکه یه پژو 206 در همان چند جلسه اول به من متلک می گفت و من در یه پیچ منی به نزدیک اون رفتم که حالش را بگیرم اما با داد مربیم مواجه شد ! گذشت و گواهینامه را گرفتم حدود 6 ماهی گواهینامه را در روی طاقچه گرد و خاک هوا را به خود جذب می نمایید تا این که پدر جان برای رفتن به سربازی ما گفتند میخواهی برات یه رنو بگیرم ؟ منم خوشحال گفتم بله ! رفتیم به سراغ رنو ها فروشی تا اینکه با پسری آشنا شدیم در جمعه بازار ماشین که 3 رنو داشت و یکیش موتورش تقویت شده بود گرفتیم و به همین دلیل کمی گران تر نیز پول دادیم اما خوب ماشین خوب و تند رویی بود کمی هم اسپورت شده و از حالت رنو درامده بود ! کمی باهاش رانندگی کردم و در جاده پادگان و اتوبا بین راه یا همان اتوبان ذوب آهن را آروم تا 5 ماه خدمت بودم می رفتیم مثل یه بچه خوب تا اینکه که دیگر رانندگی برام عادی بود و از طرفی وقتی سرعت می گرفتم احساس آرامش خاصی می کردم ! و این شروع حادثه بود وقتی که توی سرعت احساس آرامش کنی !( لازم به ذکر است که تا کنون هیچ تصادفی نداشتم اما موقیعت نزدیک به تصادف برای مرگ زیاد ! <img src='http://www.pedram3000.com/wp-includes/images/smilies/icon_eek.gif' alt=':shock:' class='wp-smiley' /> </p>
<p><span id="more-473"></span></p>
<p>اولین حادثه : رکورد سرعت هیچ گاه رنو را تا آخر گاز ندادم پس ساعت 2 بعد از ظهر در یک اتوبان با جاده خوب و خلوت دنده های رنو 1 و 2 و 3 و4 را پر کردم عفربه کیلومتر رنو به آخر چسبیده بود ماشین زوزه کش جلو می رفت تا اینکه از جلوی زندان گذشتم و بنز پلیزی گفت رنو بزن کنار وقتی گفت تا بزنم کنار و ماشین بایسته حدودا 1 کیلومتری بعد ایستادم از ماشینی یکی از افسر ها پیدا شد و دید که لباسم سربازی است گفت فرار کردی ؟ گفتم نه اینم دفترچه مرخصیم کار دارمن باید برم بیمارستان (الکی ) پلیس بدبخت هم گفت پس ماشینت را نمی خوابونم اما می دونی چقدر داشتی می رفتی من تعجب کردم با رنو و این سرعت گفتم نه ؟ چقدر گفت 155 کیلومتر !گفتم نمی دونم فقط ببخشید ! گقت 20 تومان جریمت می کنم و من شروع به رول بازی کردن که من سربازم حقوقم 30 تومنه ندارم و اله و بله که برام جریمه ننوشت و گفت به شرطی که دیگه آروم بری ! ما هم بسی خوشحال اومدیم خونه ! رنو خیلی خوب بود دیگه در سبقت ها پراید را راحت می گرفتم !</p>
<p>حادثه دوم : همیشه از پادگان موقع برگشت چون جاده خلوت بود و جاده را هم حفظ بودم آخه حساب کنید یه اتوبان را هر روز صبح بریم و ظهر ها بیایی دیگه چشم بسته هم میشه رفت و اومد ! در حال سبقت و لایی کشیدن بودیم که یه پژو 206 شاخ شد <img src='http://www.pedram3000.com/wp-includes/images/smilies/icon_mrgreen.gif' alt=':mrgreen:' class='wp-smiley' />   اما می ترسید لایی بکشه و اصولی می رفت و ماشینش پر قدرت تر بود اما چون جرات نداشت پشت سرم می موند ! تو اینکه یه وانت پیکار را براش نور بالا و بوغ زدم که بره کنار و ازشت سبقت بگیرم که توجه ای نکرد من هم از سمت راستی مجبور به لایی کشیدن به دلیل سرعت بالا شدم 206 هم پشت سر من حالا همین لحظه که من در حال لایی کشیدنم جنواب وانت تصمیم گرفت که باند سبقت را برای 206 خالی و اومد جلوی من من هم دیدم دارم بهش می خورم و 206 هم گازش را گرفته گفتم نه نمیشه ! ( شما این کار را نکنید ) در ضمن باید بگم کر ترمز رنو بعد از 120 نمیگیره یا اگه بگیره گرفتنش بدرد خودش می خوره ! من هم یه نیش ترمز چرخاندن کمی فرمان به سمت چپ  و یه دنده معکوس به 3 و صدا نا هنجار موتور و زود اومدم به باند سبقت بوق 206 از نارضایتی و دوباره به دنده 4 رفتن و خوردن وانت به صورت خیلی سریع بسی حال کردیم ! <img src='http://www.pedram3000.com/wp-includes/images/smilies/icon_mrgreen.gif' alt=':mrgreen:' class='wp-smiley' /> </p>
<p>حادثه سوم : اکثر سربازان از تند رفتن من آگاهی داشتند یکشون نشت کنارم و گفت ت رو خدا آروم برو گفتم باشه در جاده فلاوجان یا همان پادگانمان بودیم که یک موتور در حال خواندن بود و صدا بوق ما را انگار موتورجه نمی شد من هم اومدم کنار و حول کرد داشت میومد بخوره به من که من یه ترمز شدید  و از جلوی ماشین رد شد و رفت خورد توی جدول کنار خیابون ما هم خود کمی دادیم به راست و رفتیم به منچه خواست حواسش باشه ! در ادامه راه بودیم با همان سرباز بودیم که پلیس به دلیل یه تصادف یک تریلر با یک مینی بوس جاده اتوبان را باریک و یک افسر تابلو آرامتر را تکان می داد اتوبان کمی شلوغ شده بود بدلیل اینکه جلوترش باریک شده بود و من هم نمی دونستم پر گاز و سرعت بالا رفتم منتی الیه سمت چپ و سبقت از همه ناگهان دیدم پلیسی جلوم است پلیس بدبخت هم از دیدن ما سر جایی خشک زده شده بود ترمز گرفتم کسی پشتم نبود رنو عقبش خیلی سبکه و اگه ترمز را بگیرید عقب ماشین کج شده و ماشین را یک وری و به جلو می آید دقیقا با ماشینی کج بر جهت حرکت ماشین ها اتوبان در جلوی پای پلیس ایستادم نگاه به صحنه تصادف تریلر کردم دیدم 200 متر جلوتره از ماشین پردیدم بیرون و با عصابانیت گفت مگه کوری نمی بینی سرعت بالاست تا به تریلی هم برسیم 200 متر جا داریم چرا نمی ری کنار پلیسه که 30 سال بیش نداشت گفت ببخشید تا بخو خودش بیاید سوار ماشین شدم و اومدیم خونه یک ماه بعد خلافی ماشین را گرفتم 25  تومان نوشته بود برامون نامرد ! <img src='http://www.pedram3000.com/wp-includes/images/smilies/icon_mrgreen.gif' alt=':mrgreen:' class='wp-smiley' /> </p>
<p>حادثه چهارم : باز هم بازگشت از پادگان تند بر می گشتم به خیبان سیمین رسیدم باعلان ها خاک باغچه را کنار خیابان ریخته بودند م کسی توی کاک ها نمی رفت منم از خدا خواسته گفتم حالا همشون را دور می زنم می رم جلوی همه ! یه پراید توی خاک ها بود فکر می کردم داره حرکت مب کنه اما اونجا پارک کرده بود سرعتم بالا بود وقتی فهمیدم که کمتر از 40 متر باهاش فاصله داشتم ترمزم را زدم و در همین حال هم فرمانم را کمی به راست چرخاندم که حداقل از پشتش بیام بیرون و اگه واینستاد از کنارش برم اما خط افتی کاپوت رنو ناگهان کج شد دقیقا مثل خط افقی هواپیما ها که کج شدندش به همان نسبت کج شدند هواپیما است بله درست ماشین در هوا بود 2 تایر سمت راننده از زمین بلند شده بود ( تایر سمت راننده و تایر عقب سمت راننده ) در همین حال فقط نمی دانم چجوری که دستم فرمان را دیر ن چرخاند و به طرف مخالف یعنی چپ فرامان را چرخاندم ماشین انگار به زمین بخوره صدا داد و دقیقا در فاصله 5 سانتی سپر پراید ماشین ایستاد بدنم سست شده بود دنده عقب گرفتم  پام می لرزید دستم انگار لرزه توشون بود ! اومدم و پشت چراغ خطر چهار راه سیمین ایستادم دیدیم یهکی به شیشه با کلید میزنه نگاه کردم دیدم یه راننده پژو پارس است گفت شیشه را کشیدم پایین گفتم بله ؟ گفت حالت خوبه فهمیدی چی شد ؟ گفتم نه ؟ گفت تو تا چره اونور ماشینت حدود 50 سانت یه لحظه از زمین بلند شد گفتم الان چپ می کنی ! گفتم ممنون ! گیجه گیج بودم اومد لو تر پیاده شدم هنوز پام سست بود و می لرزید اومدم پایین دور ماشین را نگاه کردم 5 دقیقه همانجا ایستادم و بعد مثل یه بچه خوب با سرعت 60 تا تا خونه رانندگی کردم !</p>
<p>این ها حوادثی بود که حدی بودند و یادم اومد و همش را به نحوی از سرمون گذشت ! تا این که دیروز داشتم می رفتم به طرف خانه مادربزرگ که یک پراید اومد لایی بکشه و منو ندید که داشت میومد بزنه که من فرار کردم و براش بوق ممتدی زدم آقا هم بدش اومد اوم کل بندازه طول مسر پشت ما می مد که بیاد جلو که کمی مثل حال منو بگیره که ناگهان پشیمان شد منم سرعتم را کم و جلوش پیچیدم و با لبخندی و دست تکان دادن کمی گفتم بای بای کوچولو  دیگه جرات نکرد بیاد <img src='http://www.pedram3000.com/wp-includes/images/smilies/icon_mrgreen.gif' alt=':mrgreen:' class='wp-smiley' /> </p>
<p>اما در آخرش ما که از سرمون افتاد هر چند مثلا اگر در چهار راهی ماشینی از باند منتی الیه سمت راست که برای گردش به سمت راست است بخواهد وارد جهار راه بشه و همه ماشین ها را که توی صف ایستاده اند را دور بزنه و حق همه را بخوره و دم دستم باشه اینقدر نزدیک میشم که آینه هامون به هم بخوره و نمی زارم بیاد جلوم اما دیگر زیاد تند نمی روم چون ارزش نداره همه 5 دقیقه فرق می کنه و اصلا نمی صرفه ! جاده های توی ایران هم کشش این سرعت را ندارند !پس نروید پدال گاز را زیاد فشار ندهید ! هیچ وقت کل نیندازید کسی به شما جایزه نمیده ! هیچ گاه با تلفن صحبت نکنید چون فقط غفلت یک لحظه باعث میشه که دیگه شاید نتونی صحبت کنی ! چه برسه با تلفن ! مهم نیست ماشین چی داری چقدر میره بدون جاده های کشور ما و مردمش کشش چنین سرعتی که ماشین میره را ندارند !</p>
<p><strong>+</strong> <strong>پی نوشت :</strong> می دونم طولانی شد اما شاید کسی را از کل انداختن و سرعت رفتن باز دارد !</p>
44 دیدگاه برای این نوشته: پدرام: 2010-Jul-09 اووووووووووووووووول در مورد حادثه اول: دروغ خوب نی! حادثه سومتو عشق است! :D تنهای جهنمی: 2010-Jul-09 آفرین ! به سلامتی بازگشتید ! دروغ نگفتم ای کاش بودی اصفهان تا نشونت می دادم که 155 با این رنوی که من دارم راحت بهش می رسه ! چون موتورش تقویت [...]]]></description>
		<link>http://www.pedram3000.com/1389/04/driving-accidents/</link>
			</item>
	<item>
		<title>حجاب مصونیت است !!!</title>
		<description><![CDATA[<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" title="حجاب مصنونیت است " src="http://www.pedram3000.com/IMG/hejab2.jpg" alt="" width="400" height="289" /></p>
<p>وقتی این تصویر را دیدم یه لحظه خشکم زد در آن یک لحظه تمام خبرهایی از کهریزک و پلیسی که در پارتی بود فساد های اقتصادی و اخلاقی دولت مردان ایرانی از جلوی چشمم گذشت گفتم آهان شکلات هم می خواهند ماله آنها باشه اونم با پوسته باز شده ! <img src='http://www.pedram3000.com/wp-includes/images/smilies/icon_evil.gif' alt=':evil:' class='wp-smiley' /> </p>
<p>در قدیم مرد و زن را به شمع و پروانه شاعران زیادی تشبیه کردند لیلی و مجنون را بگزریم چه تشبیه های زیبایی از زن و مرد ، شاعرانی که همکنون در بین ما نیستیند کردند و این هم یک تشبیه کاملا واضح و گویا با تصویری رنگی در مقیاسی بزرگ که زن مثل شکلات است و مرد مثل مگس یکی نیست بگه آخه *sensor* *sensor* اینه رسمه تشبیه این چه ربطی به زن و مرد داره ؟ حالم یه لحظه از خودم به هم خورد که انسان تا چه حد می تونه هرز باشه که چنین تبلیغی را در شلوغ ترین مکان ها قرار دهد !یه او بگویند انسان به منم بگویند انسان من قبول ندارم !</p>
<p>باشه من مگس اون ها هم شکلات ببخشید اینجا نقش گشت ارشاد و نسبیت چیه ؟  آهان فهمیدم حتما اسمش خرمگس است دیگه نه ؟! ( حجاب یک ترمز است ؟ )ا</p>
<p>یه سوال دارم من مگس شما که با تشبیه کردن دختران به عنوان شکلات که توهینی بزرگتر به آنها کردید توهین به خودتون کردید ( شکلات چرا می خوریم ؟ بپرس چون خوشمزه است ؟ چون دوست داری ؟ چون لذت می بری ؟ ) ببخشید یعنی زن برای براورده شدن لذت آفریده شده ؟ آخه من هر چی از این تبلیغتون فکر می کنم منظوری جز این پیدا نمی کنم !</p>
<p>پوسته شکلات یعنی همون حجاب یعنی نباشه زن فاسد میشه خراب میشه ؟ آره درسته ؟ والا متاسفم برای طرز فکر کسی که این فکر را کرده و کسی که این ایده را داده ! من هیچی تو به خودت خواهرت و مادرت و پدرت داری به زبان بی زبانی توهین می کنی ! متاسفم برات !</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>+</strong></span> نظر شما چیه ؟ شما با دیدن این صحنه چی به ذهنتون میاد ؟</p>
100 دیدگاه برای این نوشته: فرهاد: 2010-Jun-30 یعنی ما هر بار شکلات میخوریم داریم از این کارای بی ناموسی می کنیم :shock: :mrgreen: فرهاد: 2010-Jun-30 بابا این آه خون د ها اینقدر ذهنشون منحرفه،اینقدر به تمام جوانب خارجی و داخلی فکر می کنن از این خزعبلات می بافن و هزار جور حرف در میارن که [...]]]></description>
		<link>http://www.pedram3000.com/1389/04/hejab-is-a-brake/</link>
			</item>
	<item>
		<title>شما کدام را انتخاب می کنید ؟</title>
		<description><![CDATA[<br />
<b>Fatal error</b>:  Maximum execution time of 60 seconds exceeded in <b>/home/pedram/public_html/wp-content/plugins/Myrobot/index.php</b> on line <b>20</b><br />
