
اولین پست سال ۱۳۸۹ در اولین روز و در اولین ماه سال ۱۳۸۹ ما با تولد کوچولوی کاکول زری به نام رهام , رهام کوچولوی ما که در بالا می بینیدش خیلی موچولو اما نسبت به بقیه نی نی ها بزرگتره وای که چقدر دوسش دارم اما همون قدر هم احساس خاصی دارم .
بگزریم از چی این نی نی بگن که ای کاش من هم مثل اون بودم کوچولو و فارغ از غم ها دنیا بدون اینکه بدونم این دنیا چی میگه راحت بخندم و راحت گریه کنم و در شب هم بی آنکه فکری داشته باشم به خوابم .
این بچه ها دنیا جالبی دارند خیلی جالب یک لحظه با تمام وجود غمگینن و دقیقا بعد از یک دقیقا بی مورد به راحتی می خندند یه خنده ساده و راحت و از ته دل چقدر وقته که از ته دل نخندیدم .
امسال سال خیلی جالبی بود سالی که هر لحظش برای من غافل گیری داشت.
سکوت غمناک ترین حرف ها در آن پنهان است !
سرم درد گرفته !
امسال هم سفره هفت سین را مثل هر سال خواهر جان گرامی چیدند اما اینبار در خانه خودشون و ما هم به دلیل این کوچولو موچولو دوست داشتنی مجبور شدیم بریم خانه اونها .
خوب برسیم به نی نی کوچولو خوب من هر کاری کردم شانس باهام یار نبود که با چشم باز ازش عکس بگیرم اما خوب تعدادی عکس از این نو رسیده شکار نمودم که بزودی در گالری سایت هم آپلود می کنم .
بگزریم این عکس که می بینید از اولین روز این فروجک با نمک است اما سنش هم ۴ ساعت است !
یعنی ۴ ساعته که اومدی به کره زمین کوچولو موچولوی من
تولدت مفالک بگیرین شمع ها را فوت کنه :دی
پ.ن : لطفا برای مادر بچه دعا کنید که حالش بهتر و زود خوب بشه !- ممنون
پ.ن ۲ : دوستان ببخشید اگه چند روز به وبلاگتون سر نزد به خدا با این سرعت پایین و همینطور زیاد نمی تونم آنلاین باشم چون همه دارند زنگ می زنند و می خوان حال این فروجک را بپرسند من هم تمامی مطالب را می نویسم و با چند ثانیه آنلاین بودن تمامی را منتقل و دوباره از نت خارج میشم.
پ.ن ۳ : این هم عکس جدید نی نی یه جور خاصه انگار داره می خنده نه ؟ برای دیدن کلیک کنید
پ.ن 4 : عکس های روز اول تا 3 رهام هم در گالری آپلود کردم
شرمنده همگی.
سال همه مبارک
۸۹/۱/۱ ( اول فروردین ۱۳۸۹ )





















