بنویسم برای چی برای کی می نویسم تا بگویم هستم ، زندم ، جان دارم ، نفس مــــــــــی کـــــــشــــــم !

Shopping Bia2Store.com

بایگانی برای دی ۱۳۸۸

۱۰
دی

تلفن ( بخش دوم )

بدست تنهای جهنمی در دسته روزانه

این دوستمون که دیگه گذشت و منظور من را کاملا فهمید که اگر پروژه ای به او در دانشگاه می دهند برای اوست نه برای من و گر نه اگر قرار بر این باشه که من انجام بدم مثل قبل من پولم می رسم حال چه باشه په نباشه اما آیا ایشون که دو روز بعد با لقب خانوم مهندس و یا آقای مهندس واقعا لقب او بر دوش او سنگینی نمی کند ؟ آیا ایشون از مهندش به دلال تغییر پیدا نمی کند ؟ چرا که اگر سفارش و مورد کاری هم بوجود بیاید دوباره به پیش من و یا امثال من می رود پس مهندس بودنه تو کجاست و در چه چیزی ؟

دقیقا حدود یک سال پیش که با کسی آشنا شدم ایشون که در دانشگاه دولتی در رشته مکانیک درس می خوند برای پروژه ای با زبان سی ( c )  به من زنگ زد از آنجا که انسان خوبی بود دلسوز با اهمیت و ایرانی و تا حدودی هم از نظر روحی به من کمک کرده بود تصمیم گرفتم که بهش دست رد نزنم و پروژه اش را برایش انجام بدم هر چند کمی جبران کنم .

وقت پروژه برای اون پروژه که تا حدی بزرگ بود کم بود و می توان گفت که واقعا هم استاد آن پروژه ای را به او داده بود که مطمئنا مهندس برنامه نویسی هم با آن مشکل پیدا می کرد په برسه به دانشجوی مکانیک که در حد چند خط زبان سی را بلد است که اگر بهش برنامه بدهند شاید بفهمد این برنامه با سی نوشته شده است ئ اطلاعات دیگری ندارد !

دانشجو هم زرنگ بود به من گفت برنامه را کامل و بدون نفص ننویسم چرا که استاد او باور کند که این کار را او انجام داده است باز به او گفتم باشه تا بتونم خواسته او را تامین کنم

در مورد پروژه باید بگم اگر دانشجو باشید و یا با سیستم نمرات دانشجوی و انتخاب رشته آنها که به صورت آنلاین در پایگاه اینترنتی دانشگاه ها انجام می شود آشنایی داشته باشید سیستمی مد نظر بود که نمرات دانشجو و تعداد دانشجو در هر دانشکده وبا موارد معرفی ها که این دانشحو متاهل یا مجرد نام نام خانوادگی وفیلد های دیگر و… بود دقبقا مثل سیستم نمرات در دانشگاه ها

به هر روی شب ها تا ساعت 4 و روز ها از ساعت 9 الی 10 صبح کار روی این پروژه را انجام می دادم بدون اینکه چشم اندازی به هزینه آن داشته باشم

خوب تونستم تا 3 روز قبل از تاریخی که گفته بود به او تحویل بدم حالا بر خلاف میلم کاری کردم که از این کار متنفر بودنم اون داره واحد پاس می کنه یا من دارم واحد های او را پاس می کنم ؟!!!!

اصلا بحث پول و معادل ها مادی مطرح نیست من به پول احتیاجی ندارم و تامین هستم اما الان که طرز فکرت عوض شده آیا می توان تمام کار را با پول انجام داد ؟ نه ! باور کن اگر کوچکترین پروژه دانشجویی را برای من بیارند با قیمت 10 میلیون تومان چون این دانشجو در آینده بار علمی نخواهد داشت این کار را نمیکنم حالا به حرف من میرسی که پول همه چیز نیست !

خوب پروژه را به ایشون تحویل و ماه ها گذشت تا اینکه دیدن ما برای مثل گرفتن کتاب یا سی دی فیلمی چون 2012 و امثال آن ! مثل همین پروژه برای دادن سورس آن !

حال بعد از گذشت اون همه مدت تلفنی دوباره از همان دوست داشتم اما اینبار برای انجام پروژه نبود !

ادامه دارد …

Digg This
Reddit This
Stumble Now!
Buzz This
Vote on DZone
Share on Facebook
Bookmark this on Delicious
Kick It on DotNetKicks.com
Shout it
Share on LinkedIn
Bookmark this on Technorati
Post on Twitter
Google Buzz (aka. Google Reader)

۸
دی

تلفن

بدست تنهای جهنمی در دسته روزانه

در حال خودتی که تلفن زنگ می زنه نگاه می کنیم می بینی یکی از دوستان قدیمی است با اشتیاق تمام گوشی را بر می داریم و می گی سلاااااااااام از اون سلام های کش دار با کلی خنده و شوخی های تلفنی بعد می گه پدرام جان یه پروژه دانشجویی دارم که خواستم ببینم می تونی تو انجامش بدی قیافه ی ==> :) این شکلی شدم ==> :(   کمی میگم باشه فکر می کنم ببینم چی میشه که میگه کاری نداری و با شنیدن کلمه نه خداحافظ و قطع می کنه !!!!!

من موندم در ایران ما دوستی هامون را فقط برای مواقعی که مشکل داریم می خواهیم ؟ یعنی نگاه می کنیم ببینیم چه مشکلی داریم که می ریم با فلانی دوست می شیم ؟ سرهنگ ارتش را برای سربازی بقالی را برای میوه خریدن ، متصدی بانک را برای اینکه کارمون را خارج از نوبت انجام بده ؟ معلم برای نمره دادن آیا دوستامون باید مشکل ما را حل کنند و ما فقط برای حل مشکلمون به فکرشون می افتیم ؟ این درسته ؟ این درست باشه که من هیچ دوستی نمی خوام آخه بعد از چند سال حالا که مشکل پیدا کردی تلفن می کنی یعنی اگر این پروژه این دانشگاه و این ها نبود تلفن نمی کردی ؟

یک بار تجربه کردم

ادامه دارد … !

Digg This
Reddit This
Stumble Now!
Buzz This
Vote on DZone
Share on Facebook
Bookmark this on Delicious
Kick It on DotNetKicks.com
Shout it
Share on LinkedIn
Bookmark this on Technorati
Post on Twitter
Google Buzz (aka. Google Reader)

۲
دی

چند روز برای خودمون

بدست تنهای جهنمی در دسته روزانه

این چند روز هم تعطیلیم و میشه یه نفس راحتی کشید مهم نیست که برای چی و چرا باید از تعطیل و تعطیلات استفاده کرد ذز این چند روز چند باری دیدمش عجیبه وقتی کسی را که دوست داری می بینی اشتیاقت برای کاری که تصمیم انجامش را داریم زیاد میشه خیلی زیاد با پر از انرژی !

زاینده رود را دارند دوباره می بندند و مردم اصفهان گویی ابر افسردگی دوباره به سراغشان می آید من نمی دونم چرا اینقدر آب را می بندند و باز می کنند اگه آب نیست پس چرا میید به یزد به شهرکرد و استان های کنار اگر هست که خوب اول خودمون را دریابید بعد دیگران

شده مثل بچه های کوجولو که دستشون را می زارند روی کلید برق و مدام چراغ ها را روشن و خاموش می کنند !

Digg This
Reddit This
Stumble Now!
Buzz This
Vote on DZone
Share on Facebook
Bookmark this on Delicious
Kick It on DotNetKicks.com
Shout it
Share on LinkedIn
Bookmark this on Technorati
Post on Twitter
Google Buzz (aka. Google Reader)
Site Map XML