
سلام. خیلی از ما آدمها می دونیم، دقت کنید، می دونیم که همه همنوع هستیم، می دونیم بنی آدم اعضای یکدیگرند، می دونیم در آفرینش ز یک گوهرند، می دونیم چو عضوی بدرد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار؛ ولی تعداد زیادی از ماها (از جمله خود من) بهش توجه نمی کنیم. یعنی درواقع بهش عمل نمی کنیم. شده میریم تویه صحن علنی سازمان ملل فریاد می زنیم و این شعر رو می خونیم و به هموطن بودن شاعرش افتخار می کنیم ولی عمل، نه. حداقل نه اونقدری که باید باشه.
نمی دونم این جمله رو کی گفت ولی به ذهن من قشنگ نشست. می گفت اونایی که آبرودار هستن و نیازمند خیلی محتاج تر از آدمهایی ان که کم آبرواند و نیازمند، چون آبرو ارزش خیلی زیادی برای آدما داره و به هیچ قیمتی حتی دروغ گفتن هم نباید آبروی یه آدم محترم رو تویه جمع برد. درست می گفت. واقعا درست می گفت.
مایی که الان پشت این رایانه نشستیم و داریم بقول خودمون وبگردی می کنیم، share می کنیم، گودر می خونیم و کامنت می نویسیم، این ما، چقدر از وقت یا ذهنمون رو برای افراد نیازمند می ذاریم. من که اینا رو دارم می نویسم شاید فکر کنید منظورم پوله. منظورم کمک اقتصادیه. نه فقط! ما به خیلی ها می تونیم کمک کنیم؛ کمک روحی – روانی، کمک عاطفی، دلداری دادن، دست یه نابینا رو گرفتن و از خیابون رد کردن، به یه آدم آبرودار کمک کردن در جهت حفظ آبروش، برای یه بیمار بی کس و کار تویه بیمارستان گل بردن و و و و. آخرین باری که اینکارها رو کردیم (بیشتر به خودم میگم) کی بوده؟ کافی بوده؟ آخرین باری که بال پرنده ای که بالش شکسته رو بستیم کی بوده؟ آیا تویه نونوایی به یه پسر کوچیک کمک کردیم تا نون هاشو سریعتر خشک کنه یا سنگ های نون سنگکشو راحت تر جدا کنه؟ همین ها هم کمک به حساب میان. کمک که فقط پولی و اقتصادی نیست، به همه اینا میگن کمک کردن. اینا لازمه پیشرفت و بهتر شدن فرهنگ جامعه ماست. ما با هم بیشرفت می کنیم نه بدون هم. اگه همه خوب باشن جامعه خوب میشه. شاید بگید تویه غرب که اصلا از این خبرا نیست پس چرا اونا صنعتی و توسعه یافته ان؟! ولی من میگم این ماییم که بهتریم، به این خاطر ه که از نسل ما کوروش ها و امیرکبیر ها بوجود اومدن، معرفت و مرام برای ایرانی هاست، برای نسل و نژاد ماست، اونو به اسم پیشرفت از خودمون نگیریم، با اون پیشرفت کنیم. نماد ملت ما معرفته. من اینجا نمی خوام و اصلا حق ندارم کسی رو نصیحت کنم، ولی شاید باعث بشه دید ما یکم بهتر بشه.
بعضی وقتا بهتره از خودمون بپرسیم به کجا چنین شتابان؟ یکم وایسا دست همنوعتو بگیر…
پی نوشت ۱ : این یک مطلب بود که توسط یکی از دوستان خوب ، پدرام عزیز که هم ، هم اسم من و همنوع من و اولین نویسنده این بخش بودند ارسال شد ، پدرام عزیز نوسنده تارنگار پدرام روزانه می باشند و می توانید مطالب ایشان را در اینجا مشاهده کنید .
پی نوشت ۲ : شما هم میتوانید در ایـنـجـا مطالب و نوشته خود را در تارنگار (وبلاگ) قرار دهید !




















اولین نظر را خودم میدم
خوب اگه همیشه این بیت شعر اجرا می کردیم که دنیا گلستانی بیش نبود یاد حرف معلمم افتادم که می گفت خوبی موقعی معنی پیدا می کنه که بدی هم کنارش باشه !
هم همه جوره تایید می کنم و موافقم کمی بایستیم و به اطرافمون نگاه کنیم !
[پاسخ]
پدرام پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۱م, ۱۳۸۹ ۱۹:۰۸:
درسته. ولی یادمون نره، ایران ما یه موقع گلستان بوده، این غرب بازی ها گند زده بهش. باید دوباره گلستانش کنیم، با وجود همه سختی ها و مقاومت ها!
[پاسخ]
تنهای جهنمی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۱م, ۱۳۸۹ ۱۹:۲۳:
دقیقا . ایران ما یه روزی گلستان و کشوری پیشرفته در عرصه خودش بود اما باید یادمان باشه برگرداندن به قبل تنها میسر نیست همانطور که تنها هم گلستان نبود !
[پاسخ]
اووووووووووووووول . خودت قبول نیستی
[پاسخ]
تنهای جهنمی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۰م, ۱۳۸۹ ۲۳:۰۰:
نخیرم من اولم همینکه هست ( دیکتاتوری )
[پاسخ]
پسری از برج حوت پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۱م, ۱۳۸۹ ۰۱:۱۶:
ای دیکتاتور ! بدو ! یالا ! کامنتمو پس بده
میجنـگم میمیـرم کامنتُ پس میگیـرم
[پاسخ]
تنهای جهنمی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۱م, ۱۳۸۹ ۰۵:۰۶:
مردم ما می دانند که عده ای خار و خاشاک نمی تونند کاری از پیش ببرند
موافقم / البته بماند که گاهی موقع کمک کردن میخوره تو ذوق آدم! اما کاملا قبول دارم …
[پاسخ]
پدرام پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۱م, ۱۳۸۹ ۱۹:۰۹:
درسته. ولی ما باید کارمونو بکنیم. اجرش رو کس دیگه ای میده…
[پاسخ]
راستی یه خدا قوت به هر دو پدرام عزیز
[پاسخ]
تنهای جهنمی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۰م, ۱۳۸۹ ۲۳:۰۱:
ممنون !
[پاسخ]
پدرام پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۱م, ۱۳۸۹ ۱۹:۱۰:
دمت قیژ!
[پاسخ]
چه پدرام بازاری شده!
فکر نمی کنم کسی مخالف این قضیه باشه.
[پاسخ]
تنهای جهنمی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۰م, ۱۳۸۹ ۲۳:۰۱:
مگه بده ؟ پدرام ها باید زیاد تر هم بشن
[پاسخ]
پدرام پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۱م, ۱۳۸۹ ۱۹:۱۱:
چرا نشه؟! :دی پدرام ها همه متحد ان دیگه! بازم میگردم پیدا می کنم از این پدرام ها صبر کن!
[پاسخ]
تنهای جهنمی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۱م, ۱۳۸۹ ۱۹:۲۵:
ما مخلصیم
[پاسخ]
گفتم این پستا به گروه خونیت نمیخوره ها!!!کاملا منم موافقم…
در ضمن هر چنتا پدرام بیاری من تو را خواهم کشت…
[پاسخ]
تنهای جهنمی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۰م, ۱۳۸۹ ۲۳:۰۲:
حالا وقتی اینجا را پر پدرام کردم می بینی تو من را می کشی یا از ترس خود را
[پاسخ]
پدرام پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۱م, ۱۳۸۹ ۱۹:۱۱:
عجب! چرا مگه پدرام۳۰۰۰ چشه؟
برای چی می کشیش داداشی منو؟!
[پاسخ]
تنهای جهنمی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۱م, ۱۳۸۹ ۱۹:۲۷:
هدی بیا دیگه بیا جواب داداشم را بده هان ترسیدی ؟
[پاسخ]
حود من یه بار ماشینم خراب شده بود باید زنک می زدم هر کاری کردم هیچ کسی تلفنش را نداد که نداد جقدر اون لحظه عصبانی بودم شدید !
[پاسخ]
پدرام پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۱م, ۱۳۸۹ ۱۹:۱۲:
عجب! میگم دیگه. معرفت و مرام از یادمون رفته! آی نفس کش!
[پاسخ]
تنهای جهنمی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۱م, ۱۳۸۹ ۱۹:۲۷:
حالا داداش شما خودتو ناراحت نکن درستش می کنم !
[پاسخ]
خب نسبیه
گاهی از اینکارا می کنیم و گاهی چنان مشغول خودمون هستیم که هیچ چیز و هیچ کس رو نمی بینیم!
مهم زنده نگه داشتن این نگاه هست.
[پاسخ]
تنهای جهنمی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۱م, ۱۳۸۹ ۰۵:۰۷:
من که فکر می کنم این نگاه ها خیلی وقته از بین رفتند
[پاسخ]
[پاسخ]
تنهای جهنمی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۱م, ۱۳۸۹ ۲۲:۱۶:
[پاسخ]
یاد سریال به کجا چنین شتابان افتادم… آخر سریال خیلی بد تموم شد.
[پاسخ]
تنهای جهنمی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲م, ۱۳۸۹ ۱۹:۳۲:
یادش بخیر چه سریال زیبایی بود هر چند نقص هایی هم داشت ام داستان زیبایی داشت !
آره بد تموم شد !
آخر فیلم داستان کوهنورد را یکی از دوستانم روزی برای من نیز تعریف کرد و مسیر زندگیم را عوض کرد !
[پاسخ]
دویییییییییییییییییییییییییییید
تولده….نیایید کیک تموم شده……………………………..
کادو یادتون نره…از ورود افراد دست خالی وبدون هدیه معذوریم..حتی شما دوست عزیز…
وسیله ایاب وذهاب برای برگشت آماده است…وانت ابی قصاب محلمون رو کرایه کردیم..یه کم بوی گوسفندواینا میده ولی خوب قابل تحمله..این در حد توانمون بود….البته هرکس نخواست ازاده..اینجا ازادیه کامله…دم در نفری یه بلیط اتوبوس شرکت واحد بهش میدیم راحت واسوده به منزل برسه….
انچه شما خواسته اید…
فقط با سرعت سیر نور بدوید که اخرشه….
[پاسخ]
تنهای جهنمی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳م, ۱۳۸۹ ۱۴:۰۴:
ما که از مه زود تر اومدیم اما از کیک خبری نبود ؟!
[پاسخ]
با مطلبت موافقم پدرامجان، بهجز اینقسمت:
” …این ماییم که بهتریم، به این خاطر ه که از نسل ما کوروش ها و امیرکبیر ها بوجود اومدن، معرفت و مرام برای ایرانی هاست، برای نسل و نژاد ماست، اونو به اسم پیشرفت از خودمون نگیریم، با اون پیشرفت کنیم. نماد ملت ما معرفته….”
الان من نمیگم که بهتریم، نمیگم که بدتریم؛ ولی آخه پدرامخان تذکارِ اینکه پدرانِ ما کی بودن، چه برتریِ اقتصادی، اجتماعی، سیاسی یا حتی دینی(!) و الخ واسمون داره؟ فقط یهروحیهیِ کاذب هست. یادِ سخنِ یکی از علما افتادم که میگفت از عللِ پیشرفتِ ژاپنیها هوشِ متوسطشون بود. این هوشِ متوسط خودش پشتکار میاره و از اون نوابغ میزنن جلو. بهنظر این نسل و نژاد داره مثلِ همون هوشِ بالایِ مذکور عمل میکنه. درسته که شما هم توصیه میکنی بهموازاتش پیشرفت کنیم ولی… مشکلات یُخده پیچیدهتر از اینحرفهان و خُب، بحثیست که از قدیم جریان داشته و داره و احتمالا هم خواهدداشت…. بگذریم، شما خوبهستی؟
چاکریم ( خدمتِ پدرامانِ گرامی)
[پاسخ]
تنهای جهنمی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳م, ۱۳۸۹ ۲۲:۰۶:
راستش من هم یا جاهایی از این متن موافق نیستم و مخالف هم نیستم چراکه این یک غرور درست میک نه که جلوی پیشرفت ما را میگیره اما فکر می کنم منظور دوستم پدرام جان این بوده که ما بهترین بودیم و بهتره به همون دوران بازگردیم !
ما هم چاکر شما هستیم علیرضا جان !
[پاسخ]
علیرضا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳م, ۱۳۸۹ ۲۲:۴۴:
خُب این صرفا فقط یهغروره! بهنظرِ من بازگشت بهاون دوران مطلقا کمک نمیکنه. درسته که تاریخ تکرار میشه و ما میتونیم دوباره موفق بشیم، ولی تو این مورد اگه بخواییم هگلتر از هگل بشیم… فقط کافیه همین الان نتیجهیِ بازگشت به ۱۴۰۰ سالِ پیش رو نگاه کنیم!
ما بیشتر چاکریم استاد.
[پاسخ]
تنهای جهنمی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳م, ۱۳۸۹ ۲۲:۵۹:
درست میگی داداشی اما خوب آیا ادامه این روال هم کار عاقلانه ای است ؟ من فکر نمی کنم بهتره که پیشرفت هایی کنیم تا به میزان قدت همان ۱۴۰۰ سال پیش خداقل در بعضی از حوزه ها برسیم !cool:
پدرام پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۴م, ۱۳۸۹ ۱۰:۲۴:
شاید من بد منظورمو نوشتم، من میگم اونموقع ما با این موارد (معرفت و مرام و احساس برابری) پیشرفت کردیم، بهترین بودیم و بقولی ایرانمون گلستان بود؛ حالا چرا نباشه؟! می دونم فقط افتخار به اینا مسئله ای رو حل نمی کنه ولی غرور بعضی وقتا هم خیلی خوبه.
همین چند روز پیش سر یه معامله bussinesیی همین غرور من و اینکه خودمو برتر از طرف حسابم (که شرکت BMW بود!!) می دونستم باعث شد تویه معامله سود اصلی به من و در واقع شرکت ما برسه. این غرور ها به ما اعتماد به نفس برای پیشبرد اهدافمون می ده. در مورد بازگشت به تاریخ گذشته هم به نظر من بعضی چیزها رو اگر برگردیم خیلی هم خوبه. مثل شروع دوباره تقسیم کردن مردم به طبقات اجتماعی و کنترل اونها برای اینکه حکومت اجازه بده یکی از یه طبقه به یه طبقه دیگه بیاد که این باعث میشه این هرج و مرج اجتماعی کمتر بشه.
[پاسخ]
تنهای جهنمی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۴م, ۱۳۸۹ ۱۳:۱۱:
والا موافقم غرور تا اندازه ای که اعتماد به نفس را ایجاد کنه خیلی هم موثره اما اگه بیش اندازه بشه که جلوی پیشرفت را بگیره که هی ما بشینیم بگیم ۷۰۰۰ سال پیش ما این بودیم ما چه بودیم و کاری نکنیم زیان به خودمون رسوندیم !
[پاسخ]
[پاسخ]
تنهای جهنمی پاسخ در تاريخ خرداد ۲م, ۱۳۸۹ ۲۱:۰۵:
[پاسخ]