بنویسم برای چی برای کی می نویسم تا بگویم هستم ، زندم ، جان دارم ، نفس مــــــــــی کـــــــشــــــم !

Shopping Bia2Store.com

بایگانی برای اسفند ۱۳۸۸

۲۹
اسفند

آخرین پست سال ۱۳۸۸

بدست تنهای جهنمی در دسته اینترنت٬ دل نوشته ها٬ روزانه

آخرپن پست سال ۸۸
امسال هم هم گذشت آخرین ساعت های سال ۸۸ که دیکر در تا ساعت ها دیگر یعنی آلان که دارم این پست را می نویسم  ۳ ساعت دیگر سال ۱۳۸۹ تحویل می شود فردا هم خواهر جان گرامی باید بروند بیمارستان  تا منتظر نی نی باشیم یه نی نی پسر  کاکولی زری : دی

اما اینجا داشتم تلویزیون میدیدم که گفت الان ایرانیان دعا یا مفلب قلوب را از حالا شروع کردند خواستم بگم ببخشید آقای مجری کانال ۳ ایرانی ها نه  عرب ها  ما ایرانی ها نیایش نوروزی خود را داریم با زبان شیرین فارسی

خوب بگزریم دیگه آخر ساله نباید دلگیری کنم اما خوب چیکار کنم درد زیاده دلم می خواد داد بزنم ؛ فریاد بزنم بگم اما نمیشه این لحظات پایانی سال و اصلا دیگه دوست ندارم  برید دنبال کار خودتون فکر می کنید اصلا برام مهم نیست برای من یکی مهمه اون هم عشقمه که اگه با من باشه  براش کاری می کنم که شاید همه بگویند زیاده روی اما من میگم هنوز کمه  بگزریم اینجا اینترنتش هوشمنده یعنی فکر کنم پایین تر از دایل آپ وای چرا صفحه را باز نمی کنه چرا جون میکنه چرا این سایت فیلتره من خط خودم را می خوام وای من نمی تونم تحمل کنم آخه این چه اینترنتی است آخه
ساعت آخر عید نوروز همتون مبارک دلتون شاد و امیدوارم که همه موفق وموید باشید  امیدوارم که سال نو همه به همه آرزوهای خوب خوبشون برسند و شاده شاد باشید

پ . ن : گالری سایت هم راه افتاد یادمه یکی از دوستان ( پسر برج هوت ) در این مورد عکس من کمی ایراد با دیگر دوستان گرفتند که قول عوض کردن آن را دادم هر چند با این اینترنت آواتار و عکس توییتر را نمی توانم عوض کنم اما تعداد عکسی که آپلود در خانه کردم را می توانید ببینید این گالری باز بروز میشه چون ناقصی دارد و همینطور هم به تعدادشون افزوده میشه یه جور آلبوم تصویر خودمه امیدوارم خوشتون ازش بیاد

www.Gallery.Pedram3000.com

نوروزتان پیروز هر روزتان نوروز
اسفند ۱۳۸۸

Digg This
Reddit This
Stumble Now!
Buzz This
Vote on DZone
Share on Facebook
Bookmark this on Delicious
Kick It on DotNetKicks.com
Shout it
Share on LinkedIn
Bookmark this on Technorati
Post on Twitter
Google Buzz (aka. Google Reader)

۲۶
اسفند

گاو با طعم سال ۸۸

بدست تنهای جهنمی در دسته اینترنت٬ دل نوشته ها٬ روزانه

خوب این سال هم تا چند روز دیگه تموم میشه سالی که مثل گاو بود و واقعا هم گاو بود نه تنها خوبی نداشت بلکه سالی سرشار از بدبختی برایم بود  هر چند خوبی های زودگذری هم بود اما نسبت به سال قبلی بدبختی بیشتر در آن بود .

از همون اولش که بدبیاری بود تا رسیدیم به یه مسافرت کوچولو  در سد خاکی در حنا جایی کاملا دنج و خالی و طبیعت خوبی داره در فروردین که جای شما خالی خیلی حال داد دیگر در فروردین و اردیبهشت اتفاق خاصی نبود جز همان ضد حال های همیشگی تا رسیدیم به ماه خرداد که فکر می کنم منم حرفی نزنم خوب باشه چون کاملا همه در جریان انتخابات بودید و هستید که چی می شد و چی شد !

تیر و مرداد اینقدر تشویقی توی هوای گرم جمع کردم که نگو برای بچم هم که بره خدمت سربازی تشویقی گرفتم :mrgreen: و البته مادر شدن خواهرم همین طور در شرف قرار گرفتن دایی شدن برای من :lol:

شهریور هیچ کسی یاد تولدم نبود انگار نه انگار ما به دنیا اومدیم ! :evil:

همش من باید یادم بمونه اما کسی از منو یادش نمیمونه :cry:

مهر و آبان هم اتفاق خاصی نیافتاد و فقط از کارهای شهرداری اصفهان دیدیم و شنیدیم که نمی دونم باید می خندیدم یا گریه می کردم !

آذر دقیقا 16 آذرماه بود که توسط یکی از دوستانم که فقط دوست بودیم به جلسه معرفی من برای کار نتورکینگ ( کویست وکیشن ) رفتیم که تا 3 روز بعد آن همش خودم را سرزنش می کردم که من که تجربه داشتم چرا دوستم به این کار رفت و سعی می کردم که او را قانع کنم که این راه راه خوبی نیست اما او هم می خواست من را قانع کنه که راه درستی است !بگزریم 19 آذر ازش دور شدم و دیگه قطع امید کرده بودم و دیگه داشت حالم را از دروغ های ناخواسته ای که می زد به هم می زد هر چند خودش متوجه نبود اما عیب کار اینجا بود که نمی خواست متوجه بشه ! به هر روی گذشت و گذشت

دی ماه اتفاق قابل توجه ای نبود  جز شروع سردرد های شبانه من و دیگرهیچ .

بهمن ماه راه اندازی بساط مواد مخدر پیشرفته ( اینترنت پرسرعت 4mbit ) دیگر خبر خاصی نبود و باز گیجی و سردر گمی ، سردرد من که نمی دونم .

اسفند ماه تولد دوستم که از هم دور شدیم را بهش تبریک گفتم چرا که دوست ندارم همیشه آغاز کننده دوری باشم اما خاتمه آن را چرا ! و همینطور باز گیجی من نسبت به عشقم که باز گیج شدم و هنوز نمی دونم اما فقط می دونم که هر چی هست باید زود تر از این گیجی دربیام چون وقتم خیلی کمه ! و اتقاق بسیار مهم دیگری که در اسفند ماه افتاد ازدواج جوجو توییتری های من بودند که امشب هم به ماه عسلشون رفتند از دوستان زیر 18 سال هم تقاضا دارم که به پایین تارنگار من نگاه نکنند :mrgreen:

این هم یک بازی وبلاگی بود که توسط فرهاد شروع شد که همه دوستان را دعوت کردند و ما هم لبیک گفتیم :D

[kastooltip msg="این هم یه شعر زیبا از مردو آناهید امیدوارم که سال خوبی و با قدرت ببر را پیش رو داشته باشیم" tooltip="شعر را با دقت زیاد بخونید "]

(ادامه…)

Digg This
Reddit This
Stumble Now!
Buzz This
Vote on DZone
Share on Facebook
Bookmark this on Delicious
Kick It on DotNetKicks.com
Shout it
Share on LinkedIn
Bookmark this on Technorati
Post on Twitter
Google Buzz (aka. Google Reader)

۲۰
اسفند

یه آهنگ یه شعر یه احساس

بدست تنهای جهنمی در دسته دل نوشته ها

[kastooltip msg="بارون میاد" tooltip="خدا داره گریه می کنه ..."]

بارون میاد تا پشت در باشیــم

ما تو لباس یه نفر باشیــم

بارون و چتر وکوچه همدستند

تا ما به هم نزدیک تر باشیـــم

[kastooltip msg="مــــن ؛ ماله یه دنیای کوچیکم" tooltip="ای کاش ماله یه دنیایه دیگه بودم دنیایی که نه عشقی بود و نه دوست داشتنی ای کاش من ماشینی بودم بدون احساس بدون احساسی از دیگران از رفتارشو از کاراشون"]

[kastooltip msg="دنیای کوچیکی که تاریکه" tooltip="دنیایی که تاریک باشه دنیایی که تو نبودی من  نبودم ، دنیایی که فقط بودیم بدون اینکه احساسی بود"]

دورم که باشم از تو می دونم

به دوری تو خیلی نزدیکم

تقویمه من هر روز غم داره

هر روز صد تا متهم داره

دنیا هم  پر از فردا و دیروزه

[kastooltip msg="تقویمه من امروز و کم داره" tooltip="دنیای من امروز را کم داره ای کاش که چنین روزی بود ای کاش ، بازم شادیت مبارک"]

صحبت سر امروز و فردا نیست

تو دنیا ی تو واسه من جا نیست

هر جای این کابوس و می گرده

انگیزه ای به اسم رویا نیست

پـیــراهنه  بارون و می پوشم

دنیا رو می گیرم در آغوشم اما چه آسون می رم از یادت

وقتی می گی یادت فراموشم

پ.ن 1 : دلم خیلی گرفته ای کاش که اصلا چیزی نبود این روز های پایانی سال هم خیلی سخته خیلی

پ.ن 2 : دیشب به یکی از دوستانم که میشه گفت بازم ارزش اون از خیلی ها برام بیشتره اما خودش نمی دونه زنگ زدم که از درباره یه چیزی مشورت کنم اما همش بر نداشت و رد تماس زد خیلی بی معرفتی نارفیق

پ.ن 3 : ای کاش می شد اینجا بگم اما تنها میگم خیلی دوست دارم امیدوارم همیشه پیروز باشی هر چند تو در این میدان من و یار خودی را شکست دادی …

Baroon

Digg This
Reddit This
Stumble Now!
Buzz This
Vote on DZone
Share on Facebook
Bookmark this on Delicious
Kick It on DotNetKicks.com
Shout it
Share on LinkedIn
Bookmark this on Technorati
Post on Twitter
Google Buzz (aka. Google Reader)
Site Map XML