سلام به همه راستش چند هفته ای است که روز و شب به این فکر می کنم که من هم چنین کاری کنم راستش من هر شب به پیاده روی می روم و صحنه هایی را می بینم که می توانم بگم که هیچ دوربینی قادر به شکار آنها نخواهد بود چند هفته پیش بود [...]
چک نویس هایی از من …
خاطرات و اتفاق هایی برای پسری که …
آرشيو بهمن, ۱۳۸۸
کلیسا وانک
امروز با یکی از دوستام که عضو گروهی هستند که بیشتر همه همکلاسی و هم دانشگاهی هستند و هر از گاهی برنامه هایی برای جمع شدن در مکان هایی ( طبیعت و بازی و تفریح و یا مراکز فرهنگی هنری و ادیان ) می زارند به من هم لطف کرده و به عنوان همراه با [...]





