نمی دونم چه اتفاقی افتاده از دیروز حالم گرفته شده حوصله هیچی ندارم و خستم دلم یاد گذشته ها کرده یاد اون همه شادی که بی خودی شاد بودیم یاد شوخی هایی که الان با انجامش همه یهمون شک می کنند .
دلم تنگ شده …
چک نویس هایی از من …
خاطرات و اتفاق هایی برای پسری که …
بنویسم برای چی برای کی می نویسم تا بگویم هستم ، زندم ، جان دارم ، نفس مــــــــــی کـــــــشــــــم !

بایگانی برای بهمن ۱۳۸۸
۲۱
بهمن
دلم گرفته
بدست تنهای جهنمی در دسته دل نوشته ها٬ روزانه
۱۹
بهمن
جیک پارتی
بدست تنهای جهنمی در دسته خندانه
جیک پارتی Dj جوجو
بالاخره بعد از گذر زمان و طی مراحل سخت و پیچ در پیچ و صرف وقت فراوان دی جی جوجو توانست از ارشاد اسلامی ایران مجوز برگزاری این پارتی را بگیره و با امکانات و سورپرایز های فراوان در برج میلاد برگزار میکنه !
جیک پارتی برای اولین بار در ایران در پشت بام برج میلاد
برای 4 شب به یادماندنی هر شب ساعت 11 به وقت تهران برگزار میشه
با همراهی اساتید بزرگ پاپ جهان به نام های :

Guitar Drums Bass Guitar DJ JoJoo
۱۵
بهمن
آرزویی سیاه یا سفید ؟
بدست تنهای جهنمی در دسته روزانه

سلام به همه راستش چند هفته ای است که روز و شب به این فکر می کنم که من هم چنین کاری کنم راستش من هر شب به پیاده روی می روم و صحنه هایی را می بینم که می توانم بگم که هیچ دوربینی قادر به شکار آنها نخواهد بود چند هفته پیش بود که خبر سایبورگ ها را در وب دوستمون یک پزشک خواندم که در نگاه اول پنجره را بستم به مطلب خندیدم اما چیزی نشد که در یک پیاده روی شبانه صحنه ای از دو موش بزرگ رودخانه ای دیدم که غذایی که پیدا کرده بودند را به هم تعارف می کردند واقعا که جا خوردم تا اومدم موبایل را از جیبم در بیارم و عکسی شکار کنم موش ها فرار کرده بودند ! ( این موش ها هم دنیایی دارند
) یاد اون مطلب سایبورگ ها ( استفاده از اعضای مصنوعی ماشینی در بدن انسان و به جای اعضای طبیعی ) گذشت به خانه رسیدم و به وبلاگ آقای Rob Spence رفتم و نوشته ها جذاب او را خوندم و به این فکر افتادم که اگر جای یکی از چشم های من هم دوربینی برای عکس برداری باشه ممی تونم عکس هایی شکار کنم که هیچ عکاسی قادر به شکار آنها نیست ! باز شبها موقع پیاده روی در پارک روی این موضوع فکر می کردم و اتفاق ها و وقایعی که در طول پیاده روی 2 ساعته من روی می داد و از شکار آنها ناتوان بودم موضوع را تشدید می کرد اما فرق من با آقای Rob Spence در این است که او چشمش در سن 9 سالگی در یک حادثه از بین رفته و او از آن زمان تاکنون یک چشم داشته است اما من هر دو چشمم سالم است !
در حین پیاده روی دیشب بودم که یک منظره بسیار زیبا توسط پرندگانی که روی سطح رودخانه زاینده رود پرواز می کردند روی داد که پرنده روی سطح آب گویی اسکی بازی می کردند منظره جالبی بود شاید داشتند همگی ورزش و یا بازی می کردند ! نمی دانم اما منظره به صورتی بود که دوربین موبایلم نتوانست منظره را شکار کند ! در حال برگشت بودم که چشم سمت چپم به خارش افتاد با دست چشمم را لمس کردم و به این فکر افتادم که اگر الان چشم نبود و دوربینی جای آن بود چی ؟ احساسی بدی داشتم گرمای چشم گویی التماس می کرد که این فکر را دیگر نکن !
درباره چک نویس …
Tags
2012 badminton download Facebook Google seo twitter آب آیفون آی پاد ارشاد اصفهان اظافه خدمت ایران اینترنت بازی بدمینتون برنامه برنامه نویسی بلاگفا تشویقی تعطیلات تلفن توییتر جوجه جوجه من جوجو حجاب خاطرات خدمت سربازی خشکسالی دانشجویی دختر دل دوست زایندرود سربازی سرعت اینترنت سورس سی شب شب یلدا عشق فایرفاکس ماشین مرخصی مسدود معافی معرفت مینیسک نظامی نویسی وبلاگ وردپرس ورزش پادگان پرتال پروژه پسر پلیس پلیس ارشاد کارت پایان خدمت کاردولتی کوئست کوئست وکیشن گشت گشت ارشاد گلد کوئست گوگل یلداآرشیو
- مرداد ۱۳۸۹ (۱)
- تیر ۱۳۸۹ (۴)
- خرداد ۱۳۸۹ (۹)
- اردیبهشت ۱۳۸۹ (۸)
- فروردین ۱۳۸۹ (۴)
- اسفند ۱۳۸۸ (۶)
- بهمن ۱۳۸۸ (۹)
- دی ۱۳۸۸ (۸)
- آذر ۱۳۸۸ (۱)



















