در حال خودتی که تلفن زنگ می زنه نگاه می کنیم می بینی یکی از دوستان قدیمی است با اشتیاق تمام گوشی را بر می داریم و می گی سلاااااااااام از اون سلام های کش دار با کلی خنده و شوخی های تلفنی بعد می گه پدرام جان یه پروژه دانشجویی دارم که خواستم ببینم می تونی تو انجامش بدی قیافه ی ==>
این شکلی شدم ==>
کمی میگم باشه فکر می کنم ببینم چی میشه که میگه کاری نداری و با شنیدن کلمه نه خداحافظ و قطع می کنه !!!!!
من موندم در ایران ما دوستی هامون را فقط برای مواقعی که مشکل داریم می خواهیم ؟ یعنی نگاه می کنیم ببینیم چه مشکلی داریم که می ریم با فلانی دوست می شیم ؟ سرهنگ ارتش را برای سربازی بقالی را برای میوه خریدن ، متصدی بانک را برای اینکه کارمون را خارج از نوبت انجام بده ؟ معلم برای نمره دادن آیا دوستامون باید مشکل ما را حل کنند و ما فقط برای حل مشکلمون به فکرشون می افتیم ؟ این درسته ؟ این درست باشه که من هیچ دوستی نمی خوام آخه بعد از چند سال حالا که مشکل پیدا کردی تلفن می کنی یعنی اگر این پروژه این دانشگاه و این ها نبود تلفن نمی کردی ؟
یک بار تجربه کردم
ادامه دارد … !



















اوووووووووووووووووول!
______________________________________________________________
آفرین داری رکورد میشکنی ها
[پاسخ]
بی خیال! خیلی ها این طورین! خودت را ناراحت نکن!
______________________________________________________________
آخه خیلی سخته اما دیگه بی خیال شدم و نمی زارم تکرار بشه !
[پاسخ]
پس همون اول کاری پنچر شدی ؟
توی این دنیا همه تو رو واسه کار میخ واند توی همین دنیای مجازی هم دست کمی نداره
یه جمله ی قشنگی اقای شریعتی دارند:
اگر مثل گاو گنده باشی،میدوشنت، اگر مثل خر قوی باشی،بارت می کنند، اگر مثل اسب دونده باشی،سوارت می شوند…. فقط از فهمیدن تو می ترسند.
البته من فقط استفاده ی نابجامنظورم بود
کی بیایم قالب جدید و ببینیم
______________________________________________________________
پنچر که نه پنچرمون کردن ! که البته درست شد !
آره دقیقا
قالی جدید را هم نمی دونم چون خیلی کارد داره هی به خودم می گم ولش کن اما از اون ور می گم نه کار نشد نداره !
نمی دونم اما کار زیاد نداره !
[پاسخ]