( .شنیدم : ( من ناخدای عشقم ، طوفان حریف من نیست / من عاشق تو هستم مجنون رقیب من نیست

لینکدونی چک نویس :

گاو با طعم سال ۸۸

اسفند ۲۶م, ۱۳۸۸ توسط تنهای جهنمی

خوب این سال هم تا چند روز دیگه تموم میشه سالی که مثل گاو بود و واقعا هم گاو بود نه تنها خوبی نداشت بلکه سالی سرشار از بدبختی برایم بود  هر چند خوبی های زودگذری هم بود اما نسبت به سال قبلی بدبختی بیشتر در آن بود .

از همون اولش که بدبیاری بود تا رسیدیم به یه مسافرت کوچولو  در سد خاکی در حنا جایی کاملا دنج و خالی و طبیعت خوبی داره در فروردین که جای شما خالی خیلی حال داد دیگر در فروردین و اردیبهشت اتفاق خاصی نبود جز همان ضد حال های همیشگی تا رسیدیم به ماه خرداد که فکر می کنم منم حرفی نزنم خوب باشه چون کاملا همه در جریان انتخابات بودید و هستید که چی می شد و چی شد !

تیر و مرداد اینقدر تشویقی توی هوای گرم جمع کردم که نگو برای بچم هم که بره خدمت سربازی تشویقی گرفتم :mrgreen: و البته مادر شدن خواهرم همین طور در شرف قرار گرفتن دایی شدن برای من :lol:

شهریور هیچ کسی یاد تولدم نبود انگار نه انگار ما به دنیا اومدیم ! :evil:

همش من باید یادم بمونه اما کسی از منو یادش نمیمونه :cry:

مهر و آبان هم اتفاق خاصی نیافتاد و فقط از کارهای شهرداری اصفهان دیدیم و شنیدیم که نمی دونم باید می خندیدم یا گریه می کردم !

آذر دقیقا ۱۶ آذرماه بود که توسط یکی از دوستانم که فقط دوست بودیم به جلسه معرفی من برای کار نتورکینگ ( کویست وکیشن ) رفتیم که تا ۳ روز بعد آن همش خودم را سرزنش می کردم که من که تجربه داشتم چرا دوستم به این کار رفت و سعی می کردم که او را قانع کنم که این راه راه خوبی نیست اما او هم می خواست من را قانع کنه که راه درستی است !بگزریم ۱۹ آذر ازش دور شدم و دیگه قطع امید کرده بودم و دیگه داشت حالم را از دروغ های ناخواسته ای که می زد به هم می زد هر چند خودش متوجه نبود اما عیب کار اینجا بود که نمی خواست متوجه بشه ! به هر روی گذشت و گذشت

دی ماه اتفاق قابل توجه ای نبود  جز شروع سردرد های شبانه من و دیگرهیچ .

بهمن ماه راه اندازی بساط مواد مخدر پیشرفته ( اینترنت پرسرعت ۴mbit ) دیگر خبر خاصی نبود و باز گیجی و سردر گمی ، سردرد من که نمی دونم .

اسفند ماه تولد دوستم که از هم دور شدیم را بهش تبریک گفتم چرا که دوست ندارم همیشه آغاز کننده دوری باشم اما خاتمه آن را چرا ! و همینطور باز گیجی من نسبت به عشقم که باز گیج شدم و هنوز نمی دونم اما فقط می دونم که هر چی هست باید زود تر از این گیجی دربیام چون وقتم خیلی کمه ! و اتقاق بسیار مهم دیگری که در اسفند ماه افتاد ازدواج جوجو توییتری های من بودند که امشب هم به ماه عسلشون رفتند از دوستان زیر ۱۸ سال هم تقاضا دارم که به پایین تارنگار من نگاه نکنند :mrgreen:

این هم یک بازی وبلاگی بود که توسط فرهاد شروع شد که همه دوستان را دعوت کردند و ما هم لبیک گفتیم :D

این هم یه شعر زیبا از مردو آناهید امیدوارم که سال خوبی و با قدرت ببر را پیش رو داشته باشیمشعر را با دقت زیاد بخونید

ادامه مطلب

Digg This
Reddit This
Stumble Now!
Buzz This
Vote on DZone
Share on Facebook
Bookmark this on Delicious
Kick It on DotNetKicks.com
Shout it
Share on LinkedIn
Bookmark this on Technorati
Post on Twitter

ارسال شده در: اینترنت, دل نوشته ها, روزانه دارای ۵ نظر

یه آهنگ یه شعر یه احساس

اسفند ۲۰م, ۱۳۸۸ توسط تنهای جهنمی
بارون میادخدا داره گریه می کنه ...

بارون میاد تا پشت در باشیــم

ما تو لباس یه نفر باشیــم

بارون و چتر وکوچه همدستند

تا ما به هم نزدیک تر باشیـــم

مــــن ؛ ماله یه دنیای کوچیکمای کاش ماله یه دنیایه دیگه بودم دنیایی که نه عشقی بود و نه دوست داشتنی ای کاش من ماشینی بودم بدون احساس بدون احساسی از دیگران از رفتارشو از کاراشون دنیای کوچیکی که تاریکهدنیایی که تاریک باشه دنیایی که تو نبودی من نبودم ، دنیایی که فقط بودیم بدون اینکه احساسی بود

دورم که باشم از تو می دونم

به دوری تو خیلی نزدیکم

تقویمه من هر روز غم داره

هر روز صد تا متهم داره

دنیا هم  پر از فردا و دیروزه

تقویمه من امروز و کم دارهدنیای من امروز را کم داره ای کاش که چنین روزی بود ای کاش ، بازم شادیت مبارک

صحبت سر امروز و فردا نیست

تو دنیا ی تو واسه من جا نیست

هر جای این کابوس و می گرده

انگیزه ای به اسم رویا نیست

پـیــراهنه  بارون و می پوشم

دنیا رو می گیرم در آغوشم اما چه آسون می رم از یادت

وقتی می گی یادت فراموشم

پ.ن ۱ : دلم خیلی گرفته ای کاش که اصلا چیزی نبود این روز های پایانی سال هم خیلی سخته خیلی

پ.ن ۲ : دیشب به یکی از دوستانم که میشه گفت بازم ارزش اون از خیلی ها برام بیشتره اما خودش نمی دونه زنگ زدم که از درباره یه چیزی مشورت کنم اما همش بر نداشت و رد تماس زد خیلی بی معرفتی نارفیق

پ.ن ۳ : ای کاش می شد اینجا بگم اما تنها میگم خیلی دوست دارم امیدوارم همیشه پیروز باشی هر چند تو در این میدان من و یار خودی را شکست دادی …

Baroon

Digg This
Reddit This
Stumble Now!
Buzz This
Vote on DZone
Share on Facebook
Bookmark this on Delicious
Kick It on DotNetKicks.com
Shout it
Share on LinkedIn
Bookmark this on Technorati
Post on Twitter

ارسال شده در: دل نوشته ها دارای ۲۴ نظر

عروسی

اسفند ۱۴م, ۱۳۸۸ توسط تنهای جهنمی

اول سلام

خوب جوجو های ما را یادتون هست که بالاخره بعد از کلی داماد کشون و ناز کشیدن Mr jojo موفق شد که دله Mrs. jojo  را بدست بیاره و باهاش ازدواج کنه که در پایین سایت می تونید عروسی این دو پرنده عاشق را ببینید :mrgreen:

کاش به همین راحتی بود .  خوب مراحل ساخت این دو جوجویه عاشق را هم اینجا می زارم شاید که خوشتون بیاد !

بقیه مراحل در ادامه مطلب …

ادامه مطلب

Digg This
Reddit This
Stumble Now!
Buzz This
Vote on DZone
Share on Facebook
Bookmark this on Delicious
Kick It on DotNetKicks.com
Shout it
Share on LinkedIn
Bookmark this on Technorati
Post on Twitter

ارسال شده در: اینترنت, خندانه, روزانه دارای ۲۷ نظر

جیک جیکام :

توییت های من